
تارا
ترمه، دنیا،مائده،
زمانه،احسان،مریم، بیتا محصل، نغمه، عابد،لیلا، شهاب،فرزانه، مرجان، پژمان، صدف،
افسانه، مهدی
رشیدی، تینا تاسه،نریمان، سامهر، سینا وملیسا، رنگینه، فهیمه، سمانه، فاطمه،
ایمان،سارا، مهدی
پورآقا، آئین، سیامک،
مهران، آلان، نوید، سودی،پریما،
مهسا، نینا قلندری،
روهام،دیانا
آرمان
تارا: از آخرین میلاد کوچک ات چندگاه میگذرد؟
نون قندی، همیشه بخند!
تینا: میخندم به شرطی که وقتی رو تختت وا میستم و زر می زنم و با همه تنم میخندم تو هم با همه ی لبت بخندی! همیشه آلفردو باش!
***
ترمه :
تینا جونم، کوچولوترین، خوابالو ترین و زیباترین خواهر دنیاست، برای 21امین بار
متولد شدی!
بالاخره این سال زندگیتم رد شد. دوران زیبان 20 سالگی رو میگم. خانم 21 ساله،
تولدت مبارک.
با خوشی تمام 21 ساگیتو به 22 سالگی تبدیل کن. باشه؟ قول بده...
تینا: ترمه جونم، مهربون ترین، جیقول ترین و سبزه بانمک ترین خواهر دنیا، قول میدم چنان 21سالگی رو تو این خونه بگذرونم که سال دیگه خودتون شوتم کنید بیرون!
***
مرجان:
گل من، چشم دلم از
تو روشن، شکفتی زیباتر از گل به گلشن.
تولد دختر شادیها، تینای نازنینم مبارک.
تینا: خانوم مهندس شما یه شام طلبت! البته باهم ها!!!
***
پژمان: چو گلها سراپا نشاط و شوری، تولدت مبارک، تولدت مبارک. با آرزوی بهترین ها برای دوست خوبم تینا.
تینا: دیدی منم بزرگم؟! حالا بیست سالمه!! ولی خب هنوزم معتقدم که مرجان از تو خوشگلتره!!؛)
***
سارا : تناقض عجيبيه. با گريه به دنيا مي ياي در حالي که همه به تو لبخند مي زنند.کدوم واقعي تره؟ هر دو.اميدوارم زندگي برات پر از واقعيت لبخند باشه
تینا: خب من واقعیت لبخند رو ترجیح میدم! حالا یکی از دوستان میگفت طوری زندگی کن که موقع رفتن تو لبخند بزنی و همگان گریه کنن! اینم واقعیت قشنگی می تونه باشه:)
***
افسانه: ترکه خاش جان ! تی تولد تره مبارک ببه.
تینا: ایشالا به تولد شما چاقالو!!
***
مهدی رشیدی: تبریک رو همه میگن، ولی من میگم ارادت!
تینا: شما سروری.
***
تینا
تاسه:
مهربونترین،
شیطونترین، دوستداشتنیترین دوستی که من دارم. دختر من، گل من، گل گل!
خلاصه خیلی دوستش دارم. براش فقط شادی میخوام از خدا!
تولدت مبارک گلم.
تینا: تینا ، پایه ی دیوونه بازیها و شیطنتهای داخل و خارج مدرسه! منم خنده دار ترین شادی ها رو وقتی باهم میریم دوچرخه سواری واسه هردومون می خوام! ؛)
***
آیین :
صبحی تابستانی
اشکی چکید بر زمین
اشکی از چشمانی کوچک
صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدی
حال سالها گذشته و دوباره سالی بر سالهای زندگیت افزوده می شود
می شنوی
از همه سو می گویند
تینا جون تولدت مبارک.
تینا: همواره به لحظه ای فکر میکنم که تو یه فرودگاهی دامنت بشم!!! به نظرت نگاههای خنده دار خارجی ها به این حرکتمون میتونه مانع گریه مون بشه؟! :)) تی سفید جان ِقوربان بلامیسر!
***
نریمان:
30 مرداد را
روز مبارکی میدونم. فقط به خاطر اینکه وجود کسی رو به ما یاد آوری میکنه که خلقتش
تو نظام هستی و کل کائنات تاثیرات مهمی داشته!
حالا این تاثیرات دقیقا چی هستن، خودم هم نمیدونم!
تینا: اِ نریمان؟! خنگ نبودیا!! یه کم بیشتر دقت کنی میفهمی ،می تونی تو کتابهای سارتر دنبالش بگردی! اصالت وجودی و این صوبتا دیگه!؛) حالا هی من میگم ادبیات تو بگو نه، سینما!!!!
***
سامهر : تینای عزیزم، همیشه واسم عزیز بودی و هستی. امیدوارم این طوری خوشحال بشی. مطمئنم که تارا همیشه بهترین راه رو واسه خوشحال کردنت پیدا می کنه. 20 سالگیت مبارک تینای 7ساله!
تینا: یعنی هرگز لحظه ی شگفت عزیمتِ ترک 7سالگی نرسه؟ من حالا 20سالمه ها!!
***
دنیا: تولد تینا تولد همه خوبیهاست.
تینا: قربونت میرم دختر مهربونم.:*
***
مائده:
وقتی به این دنیا اومدی کوچک بودی، هنوز هم کوچکی،
نه ظاهرت نه روحت بلکه دلت کوچک است مهربان!
کوچک برای آنکه بسیار تنگ می شود
حال 20سال می گذرد و چیزی که من من در 20 سالگیت می توانم بگویم این است:
بودنت حس می شود بودنت خوب است ...
تینایم تولدت مبارک!
تینا: این رو قبلا هم گفتم: بودنم با وجود دوستهایی مثل شما احساس میشه! با هم بودنمون خوب است.
***
سینا و ملیسا :
در دشتی سبز،
دانهای در خاک دوید. سپاس پاییز رسید. زمان گذشت و افسرده و خاموش ماند تا بهار
نگاه اولین برگ سبز را روی شاخهاش دید.
درخت شد.
سالروز رویشت مبارک!
سبز، استوار و رها باشی.
تینا واسه سینا: خر خودتی! :D
تینا واسه ملیسا: قول میدم سال دیگه نه تو دلم بلکه با صدای بلند جیغ بکشم که: بع! عجب سال توپی بود!
***
زمانه: دوست دارم دوست مهربونم، شادی خوشرنگ خنک و نرم واست آرزو میکنم!
تینا: عروسک من همین جا تعهد میدم تا پایان 21سالگیم هر وقت که بگی پایه ی آب انار خوردنت باشم! شاد و خوشرنگ و خنک!
***
احسان: تولدت مبارک امیدوارم همیشه موفق باشی به آرزوهات برسی.
تینا: استاد احسان شما فقط نمره پاسی پرسپکتیوم رو بخواه!
***
فهیمه:
کوچولو، دوست داشتنی
درست مثل یه چیکه بارون...
تینا:
I love you
teacher as large as the drop which you said!;)
***
بیتا
محصل:
تینا جونم از
4_5 سال پیش که اولین بار دیدمت تا حالا کلی بزرگ شدی اما هنوز همون تینای شیطونی
هستی که می شناختمش ودوسش داشتمامیدوارم همیشه خوب خوش وشاد باشی.
تولدت هزار بار مبارک!
تینا: بیتایی اما واسه تو کاملا برعکسه از چندسال پیش اصلا عوض نشدی اما شخصیتت به نظرم خیلی آروم شده. آرزو میکنم این چیزی باشه که خوبه.
***
رنگینه:
روزی که تو زاده
شدی، شیطان مرد
پس دیگر لازم نیست از دوزخ بگذری
تا فرشته ای بیابی
تینای من میان خاطرات خویش گشتم
میان تمامی آن روزهایی که چه تند از برابرمان گذشتند
میان همه آن لحظه هایی که حالا تبدیل به خاطره هایی دور شده
درونشان پر از دوست بود و در هر گوشه اش چشمان تو پیدا بود که
با شیطنت و خنده ای که خاص چشمان براق توست
به دنبال من و لحظه های من کشیده می شد و با من
دوست بود
تینای عزیزم تو رو با تمام وجودم دوست دارم و این روز زیبا رو بهت تبریک میگم.
تینا: خاطره های منم پره از رنگینه و دیالوگهای معرکه ش!! این ها همه ش خاطره ست! لحظه های شاد وقتی که من جلو ماشینت بشینم ولی به شرطی که دیگه هایده نذاری!! :D
***
مریم: قسم بر 2 چشم غم ریز مستت تو را من به قدر خدا دوست دارم. تینا جونم تولدت مبارک!
تینا: چشمای سیاه شیرازی شما که دیگه به چشمهای ما مهلت عرضه ی وجود نمی ده!!
***
عابد: بهترین تبریکات اونایی که آدم از راه دور میگه، همش معنویاتِ!!! و بهترین شب تولد اونی که هر چه زودتر شام بده. خیلی عزیزی تینا جان.
تینا: شما یه تاریخی رو مشخص کن که توش وقتی شما تهرانی ما رشت نباشیم و وقتی ما تهرانیم شما رشت نباشی، اونوقت چشم شامتونم میدم!؛)
***
لیلا:
امشب،
درِ یک خواب عجیب، رو به سمت کلمات باز خواهد شد.
باد چیزی خواهد گفت.
سیب خواهد افتاد، روی اوصاف زمین خواهد غلتید
سقف یک وهم فرو خواهد ریخت.
پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید.
راز سر خواهد رفت،
لب صحبت آب برق خواهد زد، باطن آینه خواهد فهمید.
امشب،
ساقه معنی را، وزش دوست تکان خواهد داد...
وامشب، دوستم متولد خواهد شد!
می بوسمت...
تینا: این اضغاث احلام(خوابهای پریشان) واسه اینه که تو عمرت یه شب تولدم رو رشت نبودی!! ؛) بوس..
***
فاطی :
خاطرههایم را به ماه گره میزنم. چهره تو بر ماه مینشیند و صبح شریفتر از همیشه
آغاز میشود.
تولدت مبارک.
تینا: شبهات همیشه مهتابی باشه!
***
شهاب: تولدت مبارک شازده کوچولوی سیاره زمین!
تینا: بی زحمت یک بره برام بکش! *
*: دست شهاب در روانی و سهولت ترسیم مشاهیر و انواع موجودات جاندار و بی جان شهره ست.
***
ایمان: دوست جون، تولدت مبارک. ایشالا به تمام آرزوهای پیر و جوونت برسی. 120 سالگیتو فراموش نمیکنم!
تینا: دوست جون امیدوارم شب تولد 120 سالگیم بالاخره بتونی موفق بشی که اولین نفر تبریک گوینده باشی!
***
فرزانه : 30مرداد شد! بامویی بالا می سر؟ گل خوشگلم تولد خوشگلترت مبارک. مرسی که اومدی!
تینا: منم مرسی که به مدت 5روز استرس و لرزش دست و پا رو تحمل کردی و بالاخره موفق شدی 30 1م و 31 ام رو باهم قاطی نکنی! خوش باموم!
***
مهدی پور آقا: روز تولد تو برای من، روزیست که تو در آن به دنیا آمدی و در آن روز یک سال به سن تو اضافه میشود.
تینا: حمله به مسجد گوهر شاد هم تو همین روز بود!؛)
***
اوهام: تینا، دختر مهربان، دوست داشتنی، و روراست! همه دوستش دارن. تولدت مبارک!
تینا: این فقط یکی از چند تا خصوصیت خوب امردادی هاست!؛)
***
سمانه: چراغ
خاطرات را روشن میکنم و روی اولین درخت، نام تو را مینویسم. فردا همه گنجشکها
نام تورا زمزمه خواهند کرد. تولدت مبارک.
تینا: آرزو می کنم بعد از این هم، من و تو و گنجشکها سرشار باشیم از شور و خاطره.
***
پریما :
تینای عزیز،
امیدوارم تو جشن 100 سالگیم صدای خندههای شادی بخشت همرام باشه!!
تولدت مبارک کوچولو!
تینا: قول می دم اون شب واسه ت پشت بلندگو پرنده قشنگم رو به زبان ترکی بخونم.
***
سیامک:
تینا جان تولدت را به ده زبان مختلف تبریک می گم
Persian: Tavalodet
Mobarak
Germany: Alles Gute zum Geburtstag
Arabic: Eid milaad saeed! or Kul sana wa inta/i
tayeb/a!
Turkish: Dogum gunun kutlu olsun!
Chinese: Sun Yat Fai Lok!
Russian: S dniom razhdjenia! or Pazdravliayu s dniom
razhdjenia!
Japanese: Otanjou-bi Omedetou Gozaimasu!
Spanish: Feliz Cumplean~os!
Hindi (India): Janam Din ki badhai! or Janam Din ki
shubkamnaayein!
Italian: Buon Compleanno
تینا: خیلی دوست داشتم که به ده زبان مختلف تشکر کنم ولی نمی تونم:(
***
صدف: عزیزترین و شیطون ترین دخترعمو تولدت هزار بار مبارک. ایشالا همیشه لبت پرخنده باشه. بوس.
تینا: آرزومی کنم امسال واسه ارشد هم رکورد رتبه ی خونواده رو بزنی و این وسط یه مژدگانی چاقالوی دیگه بگیرم!؛)
***
آلان: براتون آرزو دارم، لحظاتی به سرزندگی شادترین شاپرک ها، دوستی هایی به عمق ژرف ترین دریاها و آینده ای به روشنی اولین طلیعه ی خورشید، تولدتون مبارک.
تینا: من هم شادیِ رها و سرخوشانه ی شاپرکها رو دوست دارم و آرزومندم..:)
***
دیانا: گردن کلفت ترین زرافه ی عالم رو برات آرزو می کنم که دستهات به دور گردنش نرسه باقالی من!!!
تینا: اگه دعای خیرت مستجاب شه قول میدم که یه روز بعد از ظهر بفرستمش خونت که تو هم بغلش کنی هر چند که حیاط خونمون مشترک خواهد بود! :P
***
مهران: تولدت مبارک با یکی از این ها:)
تینا: مقسی بوکو :)
***
نوید: تيناالملوك توحيدي كلورزي متخلص به ماهي، به سال 1366 هجري خورشيدي درشهر رشت ديده به جهان گشود. آثار دالي از همان اوان كودكي در وي هويدا بود، وي از سوسكها و ديگر جانواران خانگي تغذيه كرد و هيچ جنبنده اي ازو جان سالم به در نبرد. وي را به سبب علاقه ی وافرش به كش لقمه ی تين و نوع خاصي از دستمال كاغذي، تينا نام نهادند... ماهي پس از فرا گرفتن علوم و فنون رايج زمان به دانشگاه گيلان عزيمت كرد و در آنجا با اساتيد زيادي مجاور بود. وي در آنجا با نويدي فتوحي كه خود از دالان آن زمان بود ديدار كرد و اين ديدار منشاء تحولي عظيم شد، به طوري كه در كتاب "الدال، من الماضي الاحال" ميگويد: "تا پيش از ديدار با وي گمان مي كردم دال ترينم!"........تولدت مبارك فرزندم.
تینا: دال تر از مریدت نباشه خیییییییییییییییییییییییییییلی دالی!
***
سودی جون: تفلد عید شما مبارک!
تینا: دریافت پیام تبریک از یه دوشیزه ی خوشگل حس خوبی داره!؛)
***
مهسا: تولدت مبارک ایشالا به تعداد میس هایی که تو زندگیت انداختی عمر با عزت داشته باشی(البته به سال حساب شه) و حتی به تعداد کباب هایی که از دست دادی هم ناراحتی نداشته باشی!
تینا: خیلی متشکرم که لحاظ کردی به تعداد کبابهای از دست داده غم نداشته باشم وگرنه اوضاع خیلی خطری میشد چون اگه دقت کرده باشی کبابی رو که از دست دادم کباب متری بود!!! :D
***
نینا قلندری: ساده، صمیمی، پرانرژی، فهیم و عمیق. من تینا رو این طوری می شناسم و برای همینه که این همه دوستش دارم.
تینا: مستقل، محکم، خودساخته، جسور و بلا!! اندک شناخت من از شخصیت بزرگ تو! اما همین ها واسه دوست داشتن و بیش از اون قبول داشتنت برام بسه!
***
آرمان:
تولدت اصلنم مبارک نیست!
این همه تبریک تولد شنفتی تو این 20 سال
بسه دیگه
من میخوام تولدت رو تسلیت بگم!
تولدت تسلیت باد!
اگه هم فکر کردی آخرش میخوام جملههای بالارو یه جوری ماسمالی کنم هم اشتاه
میکنی
اصلا هوس کردم حالتو بگیرم
همینه
که هست
ولی خوب زیاد ناراحت نشو حالا!
نفسم میره برات فسقلی
گور بابای هرچی تبریک و تسلیت و اینا
نفسم ارزونی وجودت
تینا: میبینم که پیام تسلیتت فرداش داشت میرفت که به حقیقت بپیونده!(قضیه ی جاده و تصادف و ترلی و این صوبتا) نفست سبز و پاینده باشه..
